ادريس بن حسام الدين بدليسى

3

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

بارگاهش و مقبول‌ترين « 1 » وسيله‌اى در التماس و در خواهش ، توسّل به هديهء صلوات و سلام است و توصّل به تحفهء درود بىانجام به روضهء قدسى التيام و منام ملايك مقام آن سلطان كشور رسالت و شاهنشاه سپاه مجاهدت و بسالت . حبيبى كه جمال خورشيد سرايتش در نوربخشى روز هدايت ، نمودارى است از آيت وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ و از تعلّق سابقهء عنايت در شأن ذات قدسى حمايتش ، اوّل روايتى از حكايت « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين » 2 . فى « 2 » نعت النّبىّ ، صلّى اللّه عليه و سلّم « 3 » : يا اهل فضيلة و مجد * صلّوا بمسرّة و وجد حيّوا بصلوتكم صفيّا * سمّاه الهنا نبيّا سرخيل رسل حبيب يزدان * عالم همگى چو جسم و او جان بر زمرهء انبيا شهنشاه * ارواح همه سپاه و او شاه سلطان تو و ملك تو دو عالم * از ذات تو آدمى مكرّم شاهنشه ملك دل به توحيد * از لشكر غيب ديده تأييد از نعل براق او شراره * بر چرخ برين شده ستاره گردىست فلك ز دامن او * انجم دو سه دان ز « 4 » خرمن او بيرون شده از فضاى امكان * در چرخ وجوب كرده جولان در خلوت خاص لى مع اللّه 3 * روح القدسش امين درگاه ادريس غلام خاندانت * بر فرق روان به « 5 » آستانت از مهر رخ تو وز هوايت * چون ذرّه روم به خاك پايت فرسوده قدم به سر روم باز * كز خاك رهت شوم سرافراز گرچه ز گناه شرمسارم * امّيد شفاعت از تو دارم كرديم چو تحفه از سلامت * بپذير سلامى از غلامت

--> ( 1 ) . م : قبول‌ترين . ( 2 ) . م : لمؤلفه فى . ( 3 ) . م : + شعر . ( 4 ) . س : از . ( 5 ) . م : بر .